....پیامک 300048660000357 با ما در ارتباط باشید ....پیامک 300048660000357 با ما در ارتباط باشید ....پیامک 300048660000357 با ما در ارتباط باشید
X
تبلیغات
رایتل
 
بصیرباش
الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر
                                                                 
ارتباط با ما
  • پیامک : 30004866000357
      رایاننامه:basirbash90@gmail.com
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
جمعه 8 اردیبهشت 1391 :: 06:50 ::  نویسنده : سعید

گروه سیاسی 9 دی: در اثر بارش رحمت بهاری اخیر در تهران و ورود حجم عظیمی از سیلاب به تونل های مترو، راه آهن شهری تهران، دهها میلیارد تومان خسارت به شهروندان پایتخت تحمیل شد و بار دیگر ضعف مدیریت شهری در تهران برای شهروندان تهرانی عیان شد. اما به راستی شهرداری تهران که علی رغم هشدارهای هواشناسی نتوانست حجمی از سیلاب را در مترو تهران مهار کرده و با آن مقابله نماید چگونه مدعی است که می تواند شهرداری نمونه در پایتخت های کشورهای اسلامی را از آن خود کند؟ در این زمینه نکاتی قابل طرح است:
1- محمود احمدی نژاد پس از یک سال و اندی که در مقام شهردار تهران عهده دار مدیریت شهری بود، در سال 84 توانست کرسی ریاست جمهوری را با رأی قاطع مردم از آن خود کند. این بدان دلیل بود که گفتمانی از احمدی نژاد و رفتار او حمایت می کرد که بعدها به گفتمان اصیل انقلابی در سوم تیر مشهور و معروف شد. کسب مقام ریاست جمهوری توسط احمدی نژاد اما این توهم را در افرادی که می خواستند رئیس جمهور شوند ولی مردم به آنان رأی منفی دادند ایجاد کرد که لزوماً راه پاستور از خیابان بهشت عبور می کند و از همین رو بود که قالیباف که می رفت تا کشور را ترک کند و مدتی را در خارج از ایران در مقام سفارت به سر برد، به کرسی مدیریت شهری تهران نشاند.
2- هیچ کس منکر برخی خدمات عمرانی شهرداری تهران در چند سال اخیر نیست و برخی گره های کور تهران ....

در این چند سال باز شده است ولی وقتی نگاه به مدیریت شهری برای کسب قدرت و هموار نمودن وادی سیاست باشد، در آن مهمترین عنصر مدیریت شهری که «مردم» هستند به ابزاری برای این هدف تبدیل خواهد شد. اینچنین است که مدیریت قالیباف بر تهران، ورژن اطو کشیده مدیریت مدیران رفسنجانی بر تهران می شود. ریخت و پاش های سرسام آور در پروژه ها، عدم نظارت بر فعالیت های فرهنگی و عقیدتی، مدیریت تمرکزگرا و هرمی سخت و متصلّب و دهها نمونه دیگر که در دوران کرباسچی وجود داشت با رنگ و لعابی جدید در مدیریت شهری تهران به بار نشست اما فاکتور اصلی مدیریت که در آن پاسخگویی به مردم حرف اول را نیز می زند در این حلقه مفقود می شود.
3- به راستی اما مدیریت قالیباف را چه می شود؟ پاسخ آن است که وقتی شهردار تهران در کرمان، بم، یاسوج، ایلام، زاهدان، مشهد و دهها نقطه دیگر از کشور که هزاران فرسنگ با تهران فاصله دارد دفتر و دستکی زیرزمینی برای اهداف سیاسی و کسب قدرت تأسیس می کند، وقتی قالیباف که باید شهردار تهران بوده و به فکر مردم تهران باشد برای مردم یزد و اصفهان و کردستان و گیلان لیست انتخاباتی می بندد، وقتی مدیریت شهری به جای آنکه منابع مالی در اختیار را در تهران خرج کرده و مشکلات متعدد مردم تهران از قبیل سرویس ناقص حمل و نقل عمومی، ترافیک، آلودگی هوا و ... را مرتفع سازد، این منابع را به سمت فعالیت های حزبی و سیاسی سوق می دهد، باید هم سیلاب، تهران را ببرد و هیچکس هم پاسخگوی مردم نباشد. وقتی سیلاب ناشی از حجم گسترده مسائل ضد فرهنگی، تهران را در برمی گیرد و مسئولین مدیریت شهری پله های نیل به ریاست جمهوری آینده را یکی پس از دیگری برای خود می چینند، وقتی پیمانکاران شهرداری تهران در گوشه گوشه شهر با غفلت یا تغافل مسئولان شهرداری، نمادهای شیطانی و فراماسونری را به جای نمادهای اصیل دینی و انقلابی در سطح شهر به کار می گیرند و مسئولین شهرداری، سیاست را در تعبیه برنامه های آینده خود می دانند، باید سیلاب باران، تهران را ببرد و آب هم از آب تکان نخورد. و وقتی پول های گزافی خرج تبلیغات مدیریت شهری تهران می شود تا سایت و روزنامه و مجله و هفته نامه و خبرنگار و عکاس و شیپورچی به خط شوند و به مجیزگویی و به به و چه چه شهرداری بپردازند تا در رسانه های شان نماینده تام الاختیار شهردار و حافظ منافع شهرداری شده و برای آنان به استخدام درآیند و یا صداهایی برای انتقاد از وی بلند نشود باید هم سیلاب تهران را فرا گیرد و وظیفه به این خُردی و کوچکی به فراموشی سپرده شود. این همه از آنجا نشأت می گیرد که برخی را گمان آن است که تبلیغات می تواند جای خدمت را بگیرد. همه تقصیر ها را نباید گردن شهرداری انداخت ولی شهرداری باید از این حادثه عبرت بگیرد. اگر شهرداری خدمات خود را به همان اندازه که هست بگوید مردم در برابر برخی کم کاری ها و اشتباهات مدیریتی شهر تهران را اغماض خواهند کرد.