....پیامک 300048660000357 با ما در ارتباط باشید ....پیامک 300048660000357 با ما در ارتباط باشید ....پیامک 300048660000357 با ما در ارتباط باشید
X
تبلیغات
رایتل
 
بصیرباش
الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر
                                                                 
ارتباط با ما
  • پیامک : 30004866000357
      رایاننامه:basirbash90@gmail.com
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ

«حقیقت این است که کسب توفیق در جشنواره های خارج از کشور، ارزشی را اثبات نمی کند. آنها به تکنیک محض جایزه نمی دهند و راهشان نیز با ما متفاوت است. تکنیک و محتوا را نیز نمی توان از یکدیگر تفکیک کرد و چون این چنین است، پر روشن است که آنها کدامین فیلم ها را می خواهند.»
شهید سید مرتضی آوینی
نمی دانم باید تبریک گفت یا تسلیت وقتی ذائقه مسئولین سینمایی جمهوری اسلامی ایران با ذائقه سینمایی نظام سرمایه داری هماهنگ شده است. «جدایی نادر از سیمین» فیلمی که جوایز متعددی از جشنواره بیست و نهمین فیلم فجر را به خود اختصاص داد، امروز از جانب سینماگران نظام سلطه بر صدر می نشیند و ...

تقدیر می شود، این یعنی ماحصل تلاش مسئولین فرهنگی و سینمایی ما در سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی همان می شود که آمریکا و متحدانش می پسندند. اما کاش به همین جا ختم می شد! چیزی که دل مردم مؤمن و انقلابی را می سوزاند لبخندهای کش دار و نامه های تبریک برخی از مسئولین به مناسبت این جوایز است درست همان اتفاقی که پس از دریافت جایزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی افتاد. واکنش هایی این چنین پیش از آن که غفلت و خوابزدگی مسئولین را نشان دهد وارونگی ارزش گذاری در سیاست های فرهنگی مان را به رخ می کشد. هم ما و هم شخص اصغر فرهادی بهتر از هر کس دیگری می دانیم که فیلم او متأسفانه مورد حمایت ویژه دولت و دولتمردان قرار گرفته و باز هم متأسفانه نماینده وزارت ارشاد دولت دهم هم در مراسم اسکار بوده است، پس بهتر است آقای فرهادی بیش از این ژست استقلال، فراجناحی و غیرسیاسی بودن را نگیرند که این قبیل سخنان از زبان ایشان بیشتر به یک لطیفه خنده دار شبیه است و موجب انبساط خاطر می گردد.
برخلاف برخی مسئولان فرهنگی ما که همیشه ژست روشنفکری(!) می گیرند، تکنیک را از محتوا جدا می کنند و در نتیجه سیاه ترین فیلم ها را با بودجه های دولتی می سازند، فقط به این بهانه که کارگردان و عوامل آن را افرادی حرفه ای تشخیص می دهند، نظام سرمایه کار خود را خوب بلد است. آنها خوب می دانند تکنیک از محتوا جدا نیست نشان به آن نشان که چارلی چاپلین را از سال 1953 به ایالات متحده راه ندادند فقط به این دلیل که معتقد بودند او ایده های کمونیستی دارد. تکنیک از محتوا جدا نیست اگر چنین بود سازمان CIA در دوران موسوم به «مکارتیسم» کمیته هراس (نامی که هنرمندان آمریکا بر این کمیته گذاشتند) تشکیل نمی داد و صدر تا ذیل هالیوود را شخم نمی زد فقط به این بهانه که در هالیوود ایده های کمونیستی نفوذ کرده است؛ اگر چنین بود «برتولت برشت» بازجویی نمی شد و دست آخر 10 تن از دوستان و همکارانش به زندان نمی افتادند فقط به این دلیل که در فیلمنامه شان نظام سرمایه داری را به چالش کشیده اند.
تکنیک خوب در خدمت ذهن بیمار، همچون شمشیری است در کف زنگی مست؛ اتفاقی که برای اصغر فرهادی افتاد تا قوت و قدرت فیلمنامه نویسی و کارگردانی او در اختیار ذهن بیمارش قرار گیرد. ذهنی که از غرب سراسر توحش و دروغ، سرزمین رؤیاها بسازد؛ سرزمین راستگوها؛ سرزمین صداقت و درستی! ارزش این بهشت آنقدر هست که برای رسیدن به آن مجاز به ترک همسر و طلاق هستی پس حفظ نهاد خانواده در درجه دوم قرار می گیرد؛ اینها نتیجه ذهن بیماری است که در تحجر غرب زدگی پوسیده است و البته ذهن بیمار اصغر فرهادی تا زمانی مورد حمایت غرب است و جوایز آنان را دریافت می کند که زبان نظام سرمایه داری در ایران باشد یعنی داخل ایران و برای ایرانیان فیلم بسازد در غیر این صورت مانند دستمال کهنه ای به سطل زباله فرستاده خواهد شد صحت این ادعا را او می تواند از گلشیفته فراهانی بازیگر فیلم «درباره الی» ساخته قبلی آقای فرهادی که با حمایت ویژه دولت در جشنواره قبلی فجر نیز جوایز ویژه ای را دریافت کرد سؤال کند!
بیایید با هم به عنوان یک شهروند اروپایی یا آمریکایی، مردم ایران را از دریچه دوربین اصغر فرهادی نگاه کنیم؛ چه می بینیم؟ مردمی که دروغگو هستند، شخصیت های داستان همگی دروغ می گویند به جز سیمین و سیمین همان کسی است که همه کار می کند برای اینکه به اروپا یا آمریکا پناهنده شود چون از سرزمین دروغگوها خسته شده و می خواهد به سرزمین راستی و درستی پناه ببرد. پس از تماشای این فیلم، یک شهروند اروپایی یا آمریکایی به خود افتخار می کند چون ساکن چنین سرزمینی است که سیمین آرزوی رسیدن به آن را دارد و البته برای مردم ایران متأسف می شود که چقدر راحت دروغ می گویند. حالا ساکنان سرزمین های همیشه ابری غرب و دستان همیشه خون آلود نظام سرمایه داری غرب چرا نباید به فیلم فرهادی جایزه بدهند؟! فیلمی که آنها را نماد راستی و درستی نشان می دهد و مردم ایران را تماماً دروغگو و ریاکار؛ راستی! این روزها ایالات متحده چقدر تلاش می کند که ایرانیان را در مسائل سیاسی (از جمله هسته ای) دروغگو جلوه دهد و حالا یک ایرانی این کار را انجام داده است. بهتر از این هم می شود...؟!
این بود هدیه ای که آقای فرهادی پس از گرفتن جایزه نظام سرمایه داری- همان یک درصدی که مردم دنیا علیه اش شوریده اند- آن را به مردم کشورش تقدیم کرد. حال پس از تحقیر ملت شریف ایران به دست اصغر فرهادی باید از برخی مسئولین و رسانه ها که بعد از دریافت جایزه اسکار دچار افت فشار خون شده و لبخند بر لبانشان ماسیده است، پرسید: این نیش های تا بناگوش باز شده به سمت غرب برای چیست؟
سیدمحمد عماد اعرابی